+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:44  توسط سیاوش
|
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:46  توسط سیاوش
|
سیاوش عزیزم چرا نمینویسی البته میدونم که درس داری راستی جه قدر منتظر عید هستی
خدا بخواد سرت شلوغ میشه حسابی کیف میکنی و از این دلتنگیهای هخیر رها میشی راستی بابت اینکه در خانه تکانی ومخصوصا نگهداری خواهرت به من کمک کردی ممنونم 
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 10:38  توسط سیاوش
|
سیاوش جان این دفعه من برایت مینویسم وکسب رتبه اولی در کلاس زبان را بهت تبریک میگم موفق باشی خوب فردا هم که تعطیلی خوش بگذره 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 11:4  توسط سیاوش
|
دیروزرفتم نمایشگاه کتاب کیکاووس وسرزمین دیبا قصه های برادران گریم رومی هاتوگامی پوشند خریدم
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 12:18  توسط سیاوش
|
بچه ها اومدممممممم مژده
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:48  توسط سیاوش
|
قابل توجه کسانی که گفتند وبلاگت را ابدیت کن امروز مریض شدم

امپول زدم فردا هم استراحت دارم نمیدونم ویروسها چرا ناجوانمردانه به من حمله کردن و سیستم گوارش وتنفس مرا به هم ریختند برایم دعا کنید زوتر خوب شوم و به مدرسه بروم در ضمن چون درس دارم کمتر وبنویسی میکنم بای

+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 13:26  توسط سیاوش
|
از امروز مامان گفت تماشای تلویزیون وبازیهای کامپیوتری محدود!!چون امتیازم تو مسابقه ریاضی پایین بود کلا امروز برعکس دیروز بود با بجه های مدرسه هم دعوام شد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 12:38  توسط سیاوش
|
مامان بزرگم اومدهوراآآآآآآآآآآآآآآآآمعلم نقاشی عوض شد میگن نباید نقاشی خیالی
بکشید املا ۲۰شدم امتحان ریاضی ۱۹ واینکه هنوز مامان مینویسه
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 12:23  توسط سیاوش
|
امروز مامان بزرگم میاد خیلی خوشحالم دیروز هم سر گروه تیم فوتبال بودم خیلی خوب بود خدا کنه تا اخر هفته خوب باشه
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:17  توسط سیاوش
|